ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود:زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم…اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت
پس از طی مسافتی طولانی از بندر به روستای مورد نظرکه عموی همکارم فوت شده بود ، رسیدیم. این روستا در فاصله ی چند کیلومتری روستای محل زادگاهم قرار دارد. چون دیر وقت بود، اجازه ندادند به روستای خودمان بر